|
|
|
|
|
شـــــا هـــــنامه
بازگشتن رستم به ايران زمين
چو ببريد رستم سر ديو پست بران باره پيل پيكر نشست به پيش اندر آورد يك سر گله بنه هرچ كردند تركان يله همى رفت با پيل و با خواسته وزو شد جهان يك سر آراسته زره چون بشاه آمد اين آگهى كه برگشت رستم بدان فرهى از ايدر ميان را بدان كرد بند كجا گور گيرد بخمّ كمند كنون ديو و پيل آمدستش بچنگ بخشكى پلنگ و بدريا نهنگ نيابد گذر شير بر تيغ اوى همان ديو و هم مردم كينه جوى پذيره شدن را بياراست شاه بسر بر نهادند گردان كلاه چو ببريد رستم سر ديو پست بران باره پيل پيكر نشست به پيش اندر آورد يك سر گله بنه هرچ كردند تركان يله همى رفت با پيل و با خواسته وزو شد جهان يك سر آراسته زره چون بشاه آمد اين آگهى كه برگشت رستم بدان فرهى از ايدر ميان را بدان كرد بند كجا گور گيرد بخمّ كمند كنون ديو و پيل آمدستش بچنگ بخشكى پلنگ و بدريا نهنگ نيابد گذر شير بر تيغ اوى همان ديو و هم مردم كينه جوى پذيره شدن را بياراست شاه بسر بر نهادند گردان كلاه درفش شهنشاه با كرّ ناى ببردند با ژنده پيل و دراى چو رستم درفش جهاندار شاه نگه كرد كامد پذيره براه
|
||