توچال کوه تهران


 

               شـــــا هـــــنامه

 

 

 

 

نامه سياوش به كاوس‏

 

 

 

سياوش در بلخ شد با سپاه

يكى نامه فرمود نزديك شاه‏

نوشتن بمشك و گلاب و عبير

چنانچون سزاوار بد بر حرير

نخست آفرين كرد بر كردگار

كزو گشت پيروز و به روزگار

خداوند خورشيد و گردنده ماه

فرازنده تاج و تخت و كلاه‏

كسى را كه خواهد بر آرد بلند

يكى را كند سوگوار و نژند

چرا نه بفرمانش اندر نه چون

خرد كرد بايد بدين رهنمون‏

ازان دادگر كو جهان آفريد

ابا آشكارا نهان آفريد

سياوش در بلخ شد با سپاه

يكى نامه فرمود نزديك شاه‏

نوشتن بمشك و گلاب و عبير

چنانچون سزاوار بد بر حرير

نخست آفرين كرد بر كردگار

كزو گشت پيروز و به روزگار

خداوند خورشيد و گردنده ماه

فرازنده تاج و تخت و كلاه‏

كسى را كه خواهد بر آرد بلند

يكى را كند سوگوار و نژند

چرا نه بفرمانش اندر نه چون

خرد كرد بايد بدين رهنمون‏

ازان دادگر كو جهان آفريد

ابا آشكارا نهان آفريد

همى آفرين باد بر شهريار

همه نيكوى باد فرجام كار

ببلخ آمدم شاد و پيروز بخت

بفرّ جهاندار با تاج و تخت‏

سه روز اندرين جنگ شد روزگار

چهارم ببخشود پروردگار

سپهرم بترمذ شد و بارمان

بكردار ناوك بجست از كمان‏

كنون تا بجيحون سپاه منست

جهان زير فرّ كلاه منست‏

بسغد است با لشكر افراسياب

سپاه و سپهبد بدان روى آب‏

گر ايدونك فرمان دهد شهريار

سپه بگذرانم كنم كارزار

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت 5:6 PM  توسط ارغوان  |