توچال کوه تهران
 

 

 

                                         شـــــا هـــــنامه

 

 

گفتار اندر ستايش پيامبر

 

 

 

ترا دانش و دين رهاند درست

در رستگارى ببايدت جست‏

و گر دل نخواهى كه باشد نژند

نخواهى كه دائم بوى مستمند

بگفتار پيغمبرت راه جوى

دل از تيرگيها بدين آب شوى‏

چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى

خداوند امر و خداوند نهى‏

كه من شهر علمم عليم درست

درست اين سخن قول پيغمبرست‏

ترا دانش و دين رهاند درست

در رستگارى ببايدت جست‏

و گر دل نخواهى كه باشد نژند

نخواهى كه دائم بوى مستمند

بگفتار پيغمبرت راه جوى

دل از تيرگيها بدين آب شوى‏

چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى

خداوند امر و خداوند نهى‏

كه من شهر علمم عليم درست

درست اين سخن قول پيغمبرست‏

گواهى دهم كاين سخنها ز اوست

تو گوئى دو گوشم پر آواز اوست‏

على را چنين گفت و ديگر همين

كزيشان قوى شد بهر گونه دين‏

نبى آفتاب و صحابان چو ماه

بهم بستى‏ء يكدگر راست راه‏

منم بنده اهل بيت نبى

ستاينده خاك پاى وصى‏

حكيم اين جهان را چو دريا نهاد

بر انگيخته موج از و تند باد

چو هفتاد كشتى برو ساخته

همه بادبانها بر افراخته‏

يكى پهن كشتى بسان عروس

بياراسته همچو چشم خروس‏

محمد بدو اندرون با على

همان اهل بيت نبى و ولى‏

خردمند كز دور دريا بديد

كرانه نه پيدا و بن ناپديد

بدانست كو موج خواهد زدن

كس از غرق بيرون نخواهد شدن‏

بدل گفت اگر با نبى و وصى

شوم غرقه دارم دو يار وفي‏

همانا كه باشد مرا دستگير

خداوند تاج و لوا و سرير

خداوند جوى مى و انگبين

همان چشمه شير و ماء معين‏

اگر چشم دارى بديگر سراى

بنزد نبى و على گير جاى‏

گرت زين بد آيد گناه منست

چنين است و اين دين و راه منست‏

برين زادم و هم برين بگذرم

چنان دان كه خاك پى حيدرم‏

دلت گر براه خطا مايلست

ترا دشمن اندر جهان خود دلست‏

نباشد جز از بى‏پدر دشمنش

كه يزدان بآتش بسوزد تنش‏

هر آن كس كه در جانش بغض عليست

ازو زارتر در جهان زار كيست‏

نگر تا ندارى ببازى جهان

نه بر گردى از نيك پى همرهان‏

همه نيكيت بايد آغاز كرد

چو با نيكنامان بوى همنورد

از اين در سخن چند رانم همى

همانا كرانش ندانم همى

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ساعت 6:5 AM  توسط ارغوان  |