توچال کوه تهران


 

        شـــــا هـــــنامه

 

 

 

 

سپاه آوردن اسفنديار به زابل

 

 

 

بشبگير هنگام بانگ خروس

ز درگاه برخاست آواى كوس‏

چو پيلى باسپ اندر آورد پاى

بياورد چون باد لشكر ز جاى‏

همى رفت تا پيشش آمد دو راه

فرو ماند بر جاى پيل و سپاه‏

دژ گنبدان بود راهش يكى

دگر سوى زاول كشيد اندكى‏

شتر انك در پيش بودش بخفت

تو گفتى كه گشتست با خاك جفت‏

همى چوب زد بر سرش ساروان

ز رفتن بماند آن زمان كاروان‏

جهانجوى را آن بد آمد بفال

بفرمود كش سر ببرّند و يال‏

بدان تا بدو بازگردد بدى

نباشد بجز فرّه ايزدى‏

بشبگير هنگام بانگ خروس

ز درگاه برخاست آواى كوس‏

چو پيلى باسپ اندر آورد پاى

بياورد چون باد لشكر ز جاى‏

همى رفت تا پيشش آمد دو راه

فرو ماند بر جاى پيل و سپاه‏

دژ گنبدان بود راهش يكى

دگر سوى زاول كشيد اندكى‏

شتر انك در پيش بودش بخفت

تو گفتى كه گشتست با خاك جفت‏

همى چوب زد بر سرش ساروان

ز رفتن بماند آن زمان كاروان‏

جهانجوى را آن بد آمد بفال

بفرمود كش سر ببرّند و يال‏

بدان تا بدو بازگردد بدى

نباشد بجز فرّه ايزدى‏

بريدند پرخاش جويان سرش

بدو بازگشت آن زمان اخترش‏

غمى گشت زان اشتر اسفنديار

گرفت آن زمان اختر شوم خوار

چنين گفت كانكس كه پيروز گشت

سر بخت او گيتى افروز گشت‏

بد و نيك هر دو ز يزدان بود

لب مرد بايد كه خندان بود

و زانجا بيامد سوى هيرمند

همى بود ترسان ز بيم گزند

بر آيين ببستند پرده سراى

بزرگان لشكر گزيدند جاى‏

شراعى بزد زود و بنهاد تخت

بران تخت بر شد گو نيك بخت‏

مى آورد و رامشگران را بخواند

بسى زرّ و گوهر بريشان فشاند

برامش دل خويشتن شاد كرد

دل راد مردان پر از ياد كرد

چو گل بشكفيد از مى سالخورد

رخ نامداران و شاه نبرد

بياران چنين گفت كز راى شاه

نپيچيدم و دور گشتم ز راه‏

مرا گفت بر كار رستم بسيچ

ز بند و ز خوارى مياساى هيچ‏

بكردن برفتم براى پدر

كنون اين گزين پير پرخاشخر

بسى رنج دارد بجاى سران

جهان راست كرده بگرز گران‏

همه شهر ايران بدو زنده‏اند

اگر شهريارند و گر بنده‏اند

فرستاده بايد يكى تيزوير

سخن‏گوى و داننده و يادگير

سوارى كه باشد ورا فرّ و زيب

نگيرد ورا رستم اندر فريب‏

گر ايدونك آيد بنزديك ما

درفشان كند راى تاريك ما

بخوبى دهد دست بند مرا

بدانش ببندد گزند مرا

نخواهم من او را بجز نيكويى

اگر دور دارد سر از بد خويى‏

پشوتن بدو گفت اينست راه

برين باش و آزرم مردان بخواه‏

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ساعت 10:15 PM  توسط ارغوان  |